تبلیغات
دوستان عزیز من مرجان هستم 21 سالمه دانشجوی دوره كارشناسی رشته معماری امیدوارم در این وبلاگ لحظات خوبی با هم داشته باشیم.
من تو این وبلاگ اول از همه از دوست خوب و صمیمی خودم سارا تشكر میكنم كه تو این چند ترم خیلی تو درسم بهم كمك كرد
هركی میخواد لینك بشه ما رو لینك كنه بعد یه كامنت برام بزاره تا لینكش كنم

من می خوام یک سری از حرف های دلم رو تو این وب بنویسم. اما نه عاشقم نه غمگین. خیلی هم شادم. شما هم اگر میاید توی این وب باید غم دنیارو فراموش کنید و لبخند بزنید هر چند به زور.
به قول زدبازی بخند مصنوعی حتی اگه هست زوری
نظر نظر نظر بیادتون نره
مرداب به رود گفت :
چه کردی که زلالی ؟!
جواب داد :
” گذشتم ... “
آری برای زلال بودن باید گذشت داشت و گذشت کرد ...

من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم؛
زیرا درگیر دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند ...

هر وقت در خیانت و فریب دادن کسى موفق شدى،
به این فکرنکن که اون چقدر احمق بوده،
به این فکرکن که اون چقدر به تواعتماد داشته ... !
کسی باش که عمری با تو بودن، یک لحظه ؛
و لحظه ای بی تو بودن، یک عمر باشد .

یک سوال برام پیش اومده :
هرکی دزدی و اختلاس میکنه -اگه شانس بیاره- فرار میکنه میره اونور آب ...
اونوری ها که دزدی واختلاس میکنن، چرا نمیان اینور آب ؟
اصلن من اعتراض دارم ... 
خبر خوش :
" موفقیت " قابل کپی است ...
اگر تاکنون موفقیت زیادی نداشته ایم نباید زیاد نگران باشیم ...
کافی است از الگوی مناسب و موفقی پیروی کنیم ...

بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه.
اما زمان تولد، یک زن تا 57 واحد درد رو احساس می کنه
این معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه!
مادرتون رو دوست داشته باشید ...

چرا متوقف ایستاده اید ؟
مسابقه زندگی مدتهاست که شروع شده ...
تا دیر نشده حرکت کنید ...

قرن ها است که زنان
به مثابه آیینه درشت نمای،
این امکان را برای مردان فراهم آورده اند
تا خود را دوبرابر بزرگ تر از آن چه هستند، ببینند ..
![]()
هرچیزی ممکن است حتی ،
غـ یـــ ر ممکن میگوید من ممکن هستم ...
کافیست دستی که با مهربانی ازآسمان دراز شده را در دست بگیریم ...
[ با عشق ممکن است تمام محال ها ]
Everything is possible, Even
IMpossible says I'M Possible ...

« گردان پشت میدون مین رسیده و زمین گیر شده بود. چند نفر رفتند معبر باز کنند.
او هم رفت، 15 ساله بود.
چند قدم که رفت، برگشت.
یعنی ترسیده؟! خب! ترس هم داشت!
او اما، پوتین هایش را به یکی از بچه ها داد و گفت؛ تازه از گردان گرفتم، حیفه! بیت الماله!... پابرهنه رفت! ...
... راستی 3هزار میلیارد تومن چندتا پوتین میشه؟!»

به جای اینکه به دنبال سعادت باشیم ، خالق سعادت باشیم . . .

هر صبح در آ فریقا که غزالها از خواب بیدار می شوند می دانند که باید تندتر از تندترین شیرها بدوند و هر صبح که شیرها از خواب بیدار می شوند می دانند که باید تندتر از کندترین غزالها بدوند.
مهم نیست که شما شیر هستید یا غزال، مهم این است که بدانید هر صبح که خورشید بر می آید باید بهتر بدوید ….
